Mrym ...:...و چشم های تو دو پنجره باز شده رو به خوشبختی من استدر نگاه تو زنی میلاد خود را به تماشا نشسته بود در قهواه ای هر نظاره ات عشق در من زاده می شد و دست های تو امنیت احساس بود و عطش نوازش،شاید سالیانی پیش وقتی عشق پوسته آسمان را شکست و دل زمین را آلوده خود کرد من با تو زیر یک سقف مهربانی آموخته ام که مهرت چنین آشنا و دلنشین استمهربانمروح من میان پلک های تو سرگردانی را دوست داردزیر و بم نفس
برچسب:
نویسنده: مینا صالحی
تاريخ: جمعه
3 شهريور
1396 ساعت: 22:40